خرید بک لینک
در مشك تشنه، جرعه ي آبي هنوز هستاما به خيمه ها برسد با كدام دست؟برخاست با تلاوت خون، بانگ يا اخاوقتي «كنار درك تو، كوه از كمر شكست»تيري زدند و ساقي مستان ز دست رفتسنگي زدند و كوزه ي لب تشنگان شكست!شد شعله هاي العطش تشنگان، بلندباران تير آمد و بر چشم ها نشستتا گوش دل شنيد، صداي ( الست ) دوستسر شد (بلي)ي تشنه لبانِ ميِ الستناگاه بانگ ساقي اول بلند شدپيمانه پر كنيد، هلا عاشقان مستباران مي گرفت و سبو ها كه پر شدنددر موج تشنگي، چه صدف ها كه دُر شدندشعر از علیرضا قزوه + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۲۵ ساعت توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهتاب حکیمی تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 21:09

صفحه بندی